‏نمایش پست‌ها با برچسب دلتگي نيمه شبانه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دلتگي نيمه شبانه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ آذر ۲۲, دوشنبه

به تو عاشقم

دلم براي از تو نوشتن تنگ شده بود. خيلي وقت است كه خيلي حرف ها را بايد بزنم و نمي شود! شايد هم گفته باشم و آرزو كرده باشم كه "دوست داشتن" مان مستدام و گذشته باشم، ولي وقتي "دوستت دارم" حق مطلب را ادا نمي كند و دلم دنبال چيزي جا مانده مي گردد كه بگويد و آرام شود و آن "كلمه" را حتي اگر بگويد آرام نمي شود. مي خواهد تو قبل از اينكه هر چيز ديگري بشوي و هر اسمي كه بگيري همان آقاي الف "عزيز"ش باشي! توخود از چشم هايم بخوان كه بي اندازه "مي پرستمت " مرد من و دلم را راحت بگذار....